پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۷۵ - گوی سعادت

ای سرو قبا پوش من ای دلبر مهوش!

تا کی کنی از شانه سر زلف مشوش

بر کشتن من تیر نگاهی، ز تو کافی ست

بیهوده چرا؟ دست بری جانب ترکش

بی چشم خمارت چکنم باده گلرنگ؟

بی شمع جمالت چکنم کاخ منقش؟

بر عارض چون آتش ات آن خال سیه فام

چون تخم سپندی ست که افتاده در آتش

«ترکی» ز میان گوی سعادت بربایی

آید اگر از کوزه برون زر تو بی غش

من عاشق آن صف شکن قلعه گشایم

کز بال ملک، روضهٔ او هست مفرش

داماد نبی شیر خدا آنکه، گه رزم

بر خرمن کفار، زدی تیغ وی آتش

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۷۷ - سمند نازای به وصلت، من خراب حریص!
  2. شمارهٔ ۷۸ - تشخیصدل، به دیدار روی توست حریص
  3. شمارهٔ ۷۹ - راه عاشقیتا به گرد رخ تو سر زد خط
  4. شمارهٔ ۸۰ - قبلهٔ ابروبه زیر زلف تو رخشنده چهرهٔ مطبوع
  5. شمارهٔ ۸۱ - آبشار باغبر خیز تا رویم به سیر بهار باغ
  6. شمارهٔ ۸۲ - برق آهجانا!مکش به قتل من بی گناه تیغ
  7. شمارهٔ ۸۳ - رشک بهشتصورتت بسکه نازک است و لطیف
  8. شمارهٔ ۸۴ - شام فراقاگر به دست من افتد شبی زمام فراق
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.