پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۸۴ - شام فراق

اگر به دست من افتد شبی زمام فراق

کنم ز صفحهٔ ایام، پاک نام فراق

فراق اگر به کفم اوفتد به نیروی صبر

ببین چگونه بهم بشکنم عظام فراق

گمان مبر که زمستی دگر به هوش آیم

از آن شراب که نوشیده ام زجام فراق

صباح کردهٔ شام وصال، کی داند

که ما صباح چسان کرده ایم شام فراق

نچیده دانهٔ کشت وصال را«ترکی»

فلک فکند مرا عاقبت به دام فراق

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۸۶ - بنده عشقخوشا عشق و خوشا دارندهٔ عشق
  2. شمارهٔ ۸۷ - ستاره افلاکچند باشی پریرخا! بی باک
  3. شمارهٔ ۸۸ - صف مژگانچندای شوخ پری چهره!تو باحیله و رنگ
  4. شمارهٔ ۸۹ - بادهٔ گلرنگبیار ساقی گل چهره باده یگلرنگ
  5. شمارهٔ ۹۰ - صبح وصالای رخت! ماه تمام و، خم ابروت هلال
  6. شمارهٔ ۹۱ - کشتی امیدبیا ای ساقی شیرین شمایل!
  7. شمارهٔ ۹۲ - درس عشقروز اول که دل به تو دادم
  8. شمارهٔ ۹۳ - انگشت نماای خاک کف پای تو بود تاج سرم!
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.