پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۹۳ - انگشت نما

ای خاک کف پای تو بود تاج سرم!

خوبتر از تو نباشد به جهان، در نظرم

به وفایت که اگر دیده به تیرم دوزی

ناجوانمردم اگر جز تو به جایی نگرم

دوش سرمست ز میخانه سوی خانه شدی

التفاتی ننمودی و گذشتی ز برم

دل من گمشده جانا و، من گمشده دل

بجز از هندوی خالت به کسی ظن نبرم

ترک چشمت ز پی قتل من افراخته تیغ

گو بزن تیغ، که من بردم تیغت سپرم

گفته بودی که بیایم به سراغت روزی

ترسم آن روز، بیایی که نیابی اثرم

عجب اینجاست که یکبار، به گوشت نرسید

این همه نالهٔ شبگیر و، فغان سحرم

جسمم از عشق تو از بس شده لاغر چو حلال

کرده انگشت نما بر سر هر رهگذرم

من به هر کس که رسم باز بپرسم خبرت

تو به هر کس که رسی باز نپرسی خبرم

منم آن مرغ سخندان که گرفتار توام

حیف باشد که بهم، برشکنی بال و پرم

ای که عاشق شدنم دیدی و عیبم کردی

عیب آن است که یکبار، ندیدی هنرم

موی چون سیم سپید و، رخ چون زر دارم

غم نباشد به جهان گر نبود سیم و زرم

«ترکی» ساده دل و، ترک زبان نافهم

به در کس نروم گر تو برانی ز درم

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۹۵ - اشتیاق رخ دوستاگر چه در نظر خلق خاکسارانیم
  2. شمارهٔ ۹۶ - نگار سیم اندامای که از دوری تو بی تابم!
  3. شمارهٔ ۹۷ - فیض روح القدسگرچه انداخته زلفت گرهی سخت به کارم
  4. شمارهٔ ۹۸ - صد هزار چشمتا باز کرده ام به تو ای گل عذار، چشم!
  5. شمارهٔ ۹۹ - سوز تب عشقساقی بده امروز یکی جام شرابم
  6. شمارهٔ ۱۰۰ - عشق و عاشقیز عشق و، عشق‌بازی پیشه‌ای خوش‌تر نمی‌بینم
  7. شمارهٔ ۱۰۱ - نهال بختچه زحمت‌ها که من از گردش اختر نمی‌بینم
  8. شمارهٔ ۱۰۲ - رخ خوبانسر چه باشد که فدا بر سر پیمان نکنم
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.