پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۹۴ - دل تنگ

باز عشق آمد و زد خیمه به صحرای دلم

لشکر عشق صف آراست به یغمای دلم

دل پر حسرت من گشت گرفتار و اسیر

کرد مو سلسلهٔ سلسله در پای دلم

دل من پای به زنجیر و، شه کشور عشق

ایستاده به کناری به تماشای دلم

آه از این دلک من که چه پر درد دلی ست

چند گویم که دلم وای دلم وای دلم

نشود داغ دلم به ز مداوای طبیب

آه از این داغ که جا کرده به بالای دلم

کاش با ناخنس از سینه برون می کردم

هست در سینه ندانم به کجا جای دلم

در دل خون شده ام راز نهانی ست بسی

فاش ترسم که شود راز نهان های دلم

هر دلی راست یکی قطرهٔ خونی به میان

جز دل من که بود خون همه اعضای دلم

راست گویم نبود سینهٔ من منزل دل

هست در زلف بتی منزل و ماوای دلم

هر چه من سعی کنم کز غمش آسوده شوم

او نهد تازه غمی بر سر غم های دلم

مهر خوبان نرود از دل تنگم بیرون

زانکه جا کرده چو خون در همه رگهای دلم

«ترکی» از خسته دلی هیچ شکایت نکنم

که لب لعل نگار است مسیحای دلم

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۹۶ - نگار سیم اندامای که از دوری تو بی تابم!
  2. شمارهٔ ۹۷ - فیض روح القدسگرچه انداخته زلفت گرهی سخت به کارم
  3. شمارهٔ ۹۸ - صد هزار چشمتا باز کرده ام به تو ای گل عذار، چشم!
  4. شمارهٔ ۹۹ - سوز تب عشقساقی بده امروز یکی جام شرابم
  5. شمارهٔ ۱۰۰ - عشق و عاشقیز عشق و، عشق‌بازی پیشه‌ای خوش‌تر نمی‌بینم
  6. شمارهٔ ۱۰۱ - نهال بختچه زحمت‌ها که من از گردش اختر نمی‌بینم
  7. شمارهٔ ۱۰۲ - رخ خوبانسر چه باشد که فدا بر سر پیمان نکنم
  8. شمارهٔ ۱۰۳ - چشمهٔ حیواندر چمن بی قدت ای سرو خرامان چکنم!؟
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.