پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۹۰ - صبح وصال

ای رخت! ماه تمام و، خم ابروت هلال

مه و خورشید تو را بندهٔ آن حسن و جمال

جعد گیسوی تو خود صورت جیم است نه جیم

زلف خوشبوی تو خود صورت دال است نه دال

خال در گوشهٔ محراب خم ابرویت

همچنان است که در گوشهٔ محراب، بلال

سبزه بر گرد رخت گر زده سر عیبی نیست

هاله برگرد مه او را نبود نقص کمال

چه جفاها که کشیدیم به شبهای فراق

تا که یکبار، ببینیم رخ صبح وصال

هر چه من سعی کنم عشق تو پنهان نشود

آب را ضبط نمودن نشود در غربال

بار عشق تو چنان است که از سنگینی

من برآنم که تحمل نتوان کرد جبال

رخم از عشق تو چون کاه شده زرد و ضعیف

تنم از هجر تو باریک شده همچو خلال

شکر حق را که لب لعل تو شد قسمت من

بندگی هر که کند حق دهدش رزق حلال

روزگاری ست که یاری ست مرا پاک سرشت

که جمالش بود اندر هما آفاق محال

هر کسی را به جهان دامن یاری ست به دست

«ترکیا»دست تو و دامن پیغمبر و آل

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۹۲ - درس عشقروز اول که دل به تو دادم
  2. شمارهٔ ۹۳ - انگشت نماای خاک کف پای تو بود تاج سرم!
  3. شمارهٔ ۹۴ - دل تنگباز عشق آمد و زد خیمه به صحرای دلم
  4. شمارهٔ ۹۵ - اشتیاق رخ دوستاگر چه در نظر خلق خاکسارانیم
  5. شمارهٔ ۹۶ - نگار سیم اندامای که از دوری تو بی تابم!
  6. شمارهٔ ۹۷ - فیض روح القدسگرچه انداخته زلفت گرهی سخت به کارم
  7. شمارهٔ ۹۸ - صد هزار چشمتا باز کرده ام به تو ای گل عذار، چشم!
  8. شمارهٔ ۹۹ - سوز تب عشقساقی بده امروز یکی جام شرابم
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.