پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۸۸ - صف مژگان

چندای شوخ پری چهره!تو باحیله و رنگ

شیشهٔ عمر مرا می زنی از خشم، به سنگ

من به فکر تو و تو با دگران باده گسار

من به تو بر سر صلح و، تو به من بر سر جنگ

صف مژگان تو ای شوخ دل آرا!دیدم

یادم آید زصف آراستن لشکر زنگ

گیسوی مشک فشان است تو را بر سر دوش

یا که بر شاخ صنوبر، شده زاغی آونگ

من که از نوک قلم صورت مویی بکشم

نتوانم که زنم نقش میانت بی رنگ

خواستم شعری در وصف دهانت گویم

نتوانستم و گردید مرا حوصله تنگ

«ترکی» از بخت بد افتاده زشیراز به هند

ترسم آبشخورش آخر بکشد سوی فرنگ

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۹۰ - صبح وصالای رخت! ماه تمام و، خم ابروت هلال
  2. شمارهٔ ۹۱ - کشتی امیدبیا ای ساقی شیرین شمایل!
  3. شمارهٔ ۹۲ - درس عشقروز اول که دل به تو دادم
  4. شمارهٔ ۹۳ - انگشت نماای خاک کف پای تو بود تاج سرم!
  5. شمارهٔ ۹۴ - دل تنگباز عشق آمد و زد خیمه به صحرای دلم
  6. شمارهٔ ۹۵ - اشتیاق رخ دوستاگر چه در نظر خلق خاکسارانیم
  7. شمارهٔ ۹۶ - نگار سیم اندامای که از دوری تو بی تابم!
  8. شمارهٔ ۹۷ - فیض روح القدسگرچه انداخته زلفت گرهی سخت به کارم
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.