پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۷۳ - شب هجران

آن پری چهره نگاری که منم خاک درش

میل دارم که شبی تنگ بگیرم ببرش

من نظر جز به جمالش نکنم جایی و، او

روی درهم کشد ار سوی من افتد نظرش

بی وفایی همه آموخته در مکتب و بس

گویی از علم وفا هیچ نباشد خبرش

درپس پرده دل از دست، برد خلقی را

آه اگر پرده فتد از رخ همچون قمرش

به قدم بوسی اش از خاک برون آرم سر

بعد مردن، اگر افتد، به مزارم گذارش

عاشق سوخته دل، پا نکشد از در دوست

چون قلم، گر بشکافند دو صد بار سرش

هر شبی را سحری هست ولی در عجبم

چه شب است این شب هجران، که نباشد سحرش

مرغ هر دل که گشاید به هوایش پر و بال

بشکند عاقبت از سنگ جفا بال و پرش

نه عجب گر بچکد از سخنم شربت و قند

گر شبی بوسه زنم بر لب همچون شکرش

خبرش نیست که شب تا به سحر «ترکی» را

عوض اشک، رود خون دل از چشم ترش

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۷۵ - گوی سعادتای سرو قبا پوش من ای دلبر مهوش!
  2. شمارهٔ ۷۶ - رخصت جلوسساقی بده پیمانه‌ای از آن می مجوس
  3. شمارهٔ ۷۷ - سمند نازای به وصلت، من خراب حریص!
  4. شمارهٔ ۷۸ - تشخیصدل، به دیدار روی توست حریص
  5. شمارهٔ ۷۹ - راه عاشقیتا به گرد رخ تو سر زد خط
  6. شمارهٔ ۸۰ - قبلهٔ ابروبه زیر زلف تو رخشنده چهرهٔ مطبوع
  7. شمارهٔ ۸۱ - آبشار باغبر خیز تا رویم به سیر بهار باغ
  8. شمارهٔ ۸۲ - برق آهجانا!مکش به قتل من بی گناه تیغ
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.