پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۵۹ - باد صبا

خوش والدی که چون تویی او را ولد بود

بر والدی چنین، همه کس را حسد بود

هر والدی که می نگری هست با ولد

بر هر ولد، نه خوبی این خط و خد بود

چون تو ولد به خانهٔ هر والدی که هست

او را ز میوه های بهشتی رسد بود

رخ ماه آسمان و، قدت سرو بوستان

بوی سیاه موی تو خوشتر زند بود

بر ماه آسمان، نه چنین لطف و دلبری ست

بر سرو بوستان، نه چنین حسن قد بود

حسن تو را به حسن نکویان، چه نسبت است

بسیار فرق ها ز صنم تا صمد بود

دامان و حبیب باد صبا پر ز عنبر است

او را مگر به زلف تو داد و ستد بود

هر کس که نیست در سر او شور عشق تو

انسان ندانمش که کم از دیو و دد بود

بنیاد سد، ز جای کند سیل اشک من

گر در رهش ز آهن و پولاد سد بود

روزی برای تجربه از من به خواه، جان

تا بنگری محبت من، تا چه حد بود

دوری نمودن تو ز«ترکی» پری رخا!

مانا حدیث دوری جان، از جسد بود

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۶۱ - لوح دلبیاور قاصدا! از یار، کاغذ
  2. شمارهٔ ۶۲ - مژده وصلای صبا! نکهتی از شیراز بیار
  3. شمارهٔ ۶۳ - قرص قمرآفتاب رویت ای قرص قمر!
  4. شمارهٔ ۶۴ - آب جنتای پیکرت لطیف تر از مخمل و حریر!
  5. شمارهٔ ۶۵ - طفل اشکای رخت چون صبح روشن، گیسویت چون شام تار!
  6. شمارهٔ ۶۶ - مرغ موسیقاریار بی پرده شد سوی بازار
  7. شمارهٔ ۶۷ - مینای عشقساقی سیمین عذار، خیز و صراحی بیار
  8. شمارهٔ ۶۸ - راه نجاتای دل! از خواب شو دمی بیدار
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.