پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۵۶ - گوهر اشک

به فلک، بانگ ناله ام بر شد

گوش گردون، ز ناله ام کر شد

نه فراق توام به خواری کشت

نه وصال توام میسر شد

دیده ام بسکه ریخت گوهر اشک

دامنم پر ز در و گوهر شد

همه شب از خیال ماه رخت

تا سحر، دیده ام پر اختر شد

در فراق توام بسی شب و روز

شب به سر رفت و، روز آخر شد

تا دلم شد اسیر خال لبت

ناتوان بود، ناتوان تر شد

این شکایت به جانب که برم

که مسلمان، اسیر کافر شد

من کشیدم جفای روز فراق

شب وصلت نصیب دیگر شد

بسکه خونابه، چشم «ترکی» ریخت

صفحهٔ دفترش ز خون تر شد

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۵۸ - نسیم بهشترخت چو ماه دو پنج و چهار را ماند
  2. شمارهٔ ۵۹ - باد صباخوش والدی که چون تویی او را ولد بود
  3. شمارهٔ ۶۰ - گوهر شهوارتا چند دلم خسته و بیمار بماند
  4. شمارهٔ ۶۱ - لوح دلبیاور قاصدا! از یار، کاغذ
  5. شمارهٔ ۶۲ - مژده وصلای صبا! نکهتی از شیراز بیار
  6. شمارهٔ ۶۳ - قرص قمرآفتاب رویت ای قرص قمر!
  7. شمارهٔ ۶۴ - آب جنتای پیکرت لطیف تر از مخمل و حریر!
  8. شمارهٔ ۶۵ - طفل اشکای رخت چون صبح روشن، گیسویت چون شام تار!
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.