پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۵۷ - نشان عاشقی

هوای عشق خوبانم برون از سر نخواهد شد

مرا قسمت همین است و، جز این دیگر نخواهد شد

به دوران، خلق را گر مال و دولت می شود قسمت

مرا قسمت به غیر از شیشه و ساغر نخواهد شد

جهان و هر چه در وی هست سرتاسر عرَض باشد،

به غیر از می، که چیزی به از این جوهر نخواهد شد

نشان عاشقی باشد تن کاهیده و لاغر،

تن معشوق هرگز در جهان، لاغر نخواهد شد

زشرب باده زاهد می دهد پیوسته ام توبه

به عالم بی مروت تر، از این کافر نخواهد شد

مرا روز ازل، گردیده قسمت خوردن باده

از این قسمت فراقم تا صف محشر نخواهد شد

نخواهی دید «ترکی» را از این پس جز به میخانه

که جایی در جهان، او را از این بهتر نخواهد شد

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۵۹ - باد صباخوش والدی که چون تویی او را ولد بود
  2. شمارهٔ ۶۰ - گوهر شهوارتا چند دلم خسته و بیمار بماند
  3. شمارهٔ ۶۱ - لوح دلبیاور قاصدا! از یار، کاغذ
  4. شمارهٔ ۶۲ - مژده وصلای صبا! نکهتی از شیراز بیار
  5. شمارهٔ ۶۳ - قرص قمرآفتاب رویت ای قرص قمر!
  6. شمارهٔ ۶۴ - آب جنتای پیکرت لطیف تر از مخمل و حریر!
  7. شمارهٔ ۶۵ - طفل اشکای رخت چون صبح روشن، گیسویت چون شام تار!
  8. شمارهٔ ۶۶ - مرغ موسیقاریار بی پرده شد سوی بازار
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.