پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۵۳ - راحت جان

تا قد سرو تو در باغ دلم، موزون شد

چشم خونبار من از اشک روان، جیحون شد

تا به گرد مه روی تو خط سبز دمید

روز من تار شد و، حسن رخت افزون شد

بی سبب دور شدی از برم ای راحت جان!

وز غم هجر تو آهم به سوی گردون شد

تو علارقم من ای دوست! به همراه رقیب

به چمن رفتی و از غصه مرا دل، خون شد

شوخ لیلی وش من، سلسلهٔ زلف گشود

بستهٔ سلسله اش صد چو من مجنون شد

زاهد از گوشهٔ مسجد، به سوی میکده رفت

آه و افسوس که در شرع، چه بی قانون شد

سجده بر قالب آدم چو عزا زیل نکرد

زان سبب بود که مردود شد و، ملعون شد

هر که در میکده عشق، ننوشید قدح

بی شک از دایرهٔ اهل صفا، بیرون شد

بر سر کوی تو «ترکی» به چه خواری جان داد

خبر از کس نگرفتی، که فلانی چون شد

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۵۵ - شور عشقز چین زلف پر چینت دلم بیرون نخواهد شد
  2. شمارهٔ ۵۶ - گوهر اشکبه فلک، بانگ ناله ام بر شد
  3. شمارهٔ ۵۷ - نشان عاشقیهوای عشق خوبانم برون از سر نخواهد شد
  4. شمارهٔ ۵۸ - نسیم بهشترخت چو ماه دو پنج و چهار را ماند
  5. شمارهٔ ۵۹ - باد صباخوش والدی که چون تویی او را ولد بود
  6. شمارهٔ ۶۰ - گوهر شهوارتا چند دلم خسته و بیمار بماند
  7. شمارهٔ ۶۱ - لوح دلبیاور قاصدا! از یار، کاغذ
  8. شمارهٔ ۶۲ - مژده وصلای صبا! نکهتی از شیراز بیار
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.