پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۲۳ - قبلهٔ ابرو

دل برده زمن دلبرکا! غمزه و نازت

بربوده زکف صبر و توان، زلف درازت

بگرفت دلم را خم گیسوی کمندت

بگداخت تنم را غم فولاد گدازت

بازآی که از رفتن تو جان ز تنم رفت

جان باز شود روزی اگر بینم بازت

سوی تو بود روی نیاز همه کس لیک

جز خود نبود سوی کسی روی نیازت

از بس که بود در نظرم قبله ابروت

حاشا که فراموش کنم وقت نمازت

در گوش تو زلف تو شب و روز، چه گوید

این زنگی بدخو ز چه شد محرم رازت؟

بس شعبده بازی کند این خالک هندوت

فریاد از این هندوک شعبده بازت

ای عشق چه چیزی تو که هستند طلبکار!

ترسا زکلیسا و مسلمان ز حجازت

«ترکی» تو مکن کاهلی از پیروی عشق

کآخر به حقیقت برساند ز مجازت

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۲۵ - دیدهٔ دریاییساقی چه می ایی بود که در ساغر من ریخت
  2. شمارهٔ ۲۶ - درای کاروانلب لعلت، مرا آرام جان است
  3. شمارهٔ ۲۷ - حلقهٔ چشمقسم جانا! به جان دوستانت
  4. شمارهٔ ۲۸ - خورشید منیرمستی اگر از شرب نبید است و شراب است
  5. شمارهٔ ۲۹ - حلقهٔ رکابرویت ای صنم! ماه نخشب است
  6. شمارهٔ ۳۰ - آه آتشبارقدت چو سرو و، رخسارت چو ماه است
  7. شمارهٔ ۳۱ - سرو صنوبرباز این تویی بتا! که خطت مشک و عنبر است
  8. شمارهٔ ۳۲ - صد هزار دستجانا! مکش به زلف چو مشک تتار، دست
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.