پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۳۱ - سرو صنوبر

باز این تویی بتا! که خطت مشک و عنبر است

رخساره ات بهشت و لبت حوض کوثر است

باز این منم که دیده ام از خون دل تر است

جسم چو تار زلف تو باریک و لاغر است

باز این تویی که قد بلندت به راستی

در باغ حسن، غیرت سرو صنوبر است

باز این منم که از غم زلف سیاه تو

بر دیده روز روشنم از شب، سیه تر است

باز این تویی که مژهٔ خون ریز چشم تو

صد جعبه ناوک است و صد قبضه خنجر است

باز این منم که از غم روی چو ماه تو

شب تا به صبح، دیدهٔ من پر ز اختر است

باز این تویی که هر که تو را دید بی نقاب

گفت این جمال نیست که خورشید خاور است

باز این منم که هر که مرا دید فاش گفت

کاین «ترکی» بلاکش از ذره کمتر است

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۳۳ - هزار انگشتاگر زنی به دل زخمم ای نگار، انگشت
  2. شمارهٔ ۳۴ - آه سحرگاهآنکه هر شب به فلک، شعله کشد آه من است
  3. شمارهٔ ۳۵ - دل می طپدای چشمهٔ حیوان خجل از لعل لبانت
  4. شمارهٔ ۳۶ - ناوک غمزهحوری صنمی، به کیش زرتشت
  5. شمارهٔ ۳۷ - گل بیخارچون گل رویت گل گلزار گویی هست، نیست
  6. شمارهٔ ۳۸ - مشک ختنای که دلم سوی توست! کعبهٔ من کوی توست
  7. شمارهٔ ۳۹ - زلف گره گیرباز دیوانه شدم من، غل و زنجیر کجاست؟
  8. شمارهٔ ۴۰ - گلشن وصلاز من ای دوست! تو را مهر بریدن عجب است
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.