پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۳۲ - صد هزار دست

جانا! مکش به زلف چو مشک تتار، دست

زان زلف تا بدار زمانی بدار، دست

گفتی بگیر حلقهٔ زلفم شبی به دست

هرگز کسی نکرده به سوراخ مار، دست

بر ابروی تو دست زدن عین ابلهیست

عاقل نمی زند به دم ذوالفقار، دست

دستم به گردن تو حمایل کجا شود

باشد اگر به پیکر من صد هزار، دست

کشتی کنم بهانه و تنگت کشم ببر

وان گاه در کمر کنمت استوار، دست

دادم بده وگرنه به پا ایستم شبی

سازم بلند جانب پروردگار، دست

آن کوست دستگیر ز پا اوفتادگان

گیرد ز لطف و مرحمتش کردگار، دست

مستی کنی بهانه و، خنجر کشی ز کین

سازی ز خون «ترکی» مسکین نگار، دست

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۳۴ - آه سحرگاهآنکه هر شب به فلک، شعله کشد آه من است
  2. شمارهٔ ۳۵ - دل می طپدای چشمهٔ حیوان خجل از لعل لبانت
  3. شمارهٔ ۳۶ - ناوک غمزهحوری صنمی، به کیش زرتشت
  4. شمارهٔ ۳۷ - گل بیخارچون گل رویت گل گلزار گویی هست، نیست
  5. شمارهٔ ۳۸ - مشک ختنای که دلم سوی توست! کعبهٔ من کوی توست
  6. شمارهٔ ۳۹ - زلف گره گیرباز دیوانه شدم من، غل و زنجیر کجاست؟
  7. شمارهٔ ۴۰ - گلشن وصلاز من ای دوست! تو را مهر بریدن عجب است
  8. شمارهٔ ۴۱ - شرط دوستیروز نخست، دل به تو دادم عبث عبث
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.