پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۳۷ - گل بیخار

چون گل رویت گل گلزار گویی هست، نیست

چون قدت سروی به این رفتار گویی هست، نیست

گر دمیده سبزهٔ خط گرد رویت غم مدار

در گلستان یک گل بی خار گویی هست، نیست

همچو من غمدیده از عشق تو گویی نیست، هست

لیک چون من با غم بسیار گویی هست، نیست

عاشق بیچاره را دشوارتر در نزد یار

هیچ چیز از صحبت اغیارگویی هست، نیست

ساقی مجلس از آن دستی که می در جام ریخت

زاهل مجلس یک نفر هوشیار گویی هست، نیست

نوخطان سبزه در خوابند گویا در چمن

غیر نرگس دیده بیدار گویی هست، نیست

در جهان گویا برای دفع هم و رفع غم

هیچ چیز از خواندن اشعارگویی هست، نیست

کس چو «ترکی» در جهان شوریده از عشق بتان

خوار و رسوا بر سر بازارگویی هست، نیست

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۳۹ - زلف گره گیرباز دیوانه شدم من، غل و زنجیر کجاست؟
  2. شمارهٔ ۴۰ - گلشن وصلاز من ای دوست! تو را مهر بریدن عجب است
  3. شمارهٔ ۴۱ - شرط دوستیروز نخست، دل به تو دادم عبث عبث
  4. شمارهٔ ۴۲ - طلعت آفتابای قدت راست تر، ز شاخهٔ ساج!
  5. شمارهٔ ۴۳ - صفای صبحجان زنده می شود ز دم جان فزای صبح
  6. شمارهٔ ۴۴ - شب تا به صبحدر فراقت ای بت سیمین برم، شب تا به صبح
  7. شمارهٔ ۴۵ - گل سرخای عارض زیبای تو همرنگ گل سرخ!
  8. شمارهٔ ۴۶ - قامت دلجوای باد! اگر روی، به سر کوی دلبرم
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.