پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۴۰ - گلشن وصل

از من ای دوست! تو را مهر بریدن عجب است

در حق من سخن غیر، شنیدن عجب است

جان من آمده از حسرت لعل تو به لب

لب چون لعل تو را غیر مکیدن عجب است

بر سر کوی تو یک عمر نشستن، سهل است

نمک وصل تو روزی، نچشیدن عجب است

آهوی چشم تو نخجیر کند شیران را

آهو اندر عقب شیر دویدن عجب است

از تو ای خواجه! که صد بنده به یک بوسه خری

بندهٔ مثل منی را نخریدن عجب است

چشم را چشم کبودان، سیه از سرمه کنند

از تو بر چشم سیه، سرمه کشیدن عجب است

گر خلد خار فراق تو به جانم نه عجب

گلی از گلشن وصل تو نچیدن عجب است

نیش فصاد ز دست تو گشاید رگ خون

خونش از چشم من زار، چکیدن عجب است

جان فدا کردن «ترکی» به تو نبود عجبی

جان فدا کردن و، روی تو ندیدن عجب است

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۴۲ - طلعت آفتابای قدت راست تر، ز شاخهٔ ساج!
  2. شمارهٔ ۴۳ - صفای صبحجان زنده می شود ز دم جان فزای صبح
  3. شمارهٔ ۴۴ - شب تا به صبحدر فراقت ای بت سیمین برم، شب تا به صبح
  4. شمارهٔ ۴۵ - گل سرخای عارض زیبای تو همرنگ گل سرخ!
  5. شمارهٔ ۴۶ - قامت دلجوای باد! اگر روی، به سر کوی دلبرم
  6. شمارهٔ ۴۷ - جای دلبرباشد به سرم هوای دلبر
  7. شمارهٔ ۴۸ - نخل نیکیتا کی؟ ای دل! تو گرفتار جهان خواهی شد
  8. شمارهٔ ۴۹ - یاقوت لبتا مَهِ روی تو از پرده عیان می‌گردد
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.