پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۴۷ - جای دلبر

باشد به سرم هوای دلبر

جان چیست کنم فدای دلبر

از چشم، عزیزتر ندارم

در چشم من است جای دلبر

بیگانه ز جمله ماسوی شد

هرکس که شد آشنای دلبر

سروی نبود به هیچ بستان

چون قامت دل ربای دلبر

سرچشمهٔ آب زندگانی است

لعل لب جان فزای دلبر

خوبان جهان که شاه حسنند

هستند کمین گدای دلبر

کی دست دهد وصال، «ترکی»

تا سر بنهم به پای دلبر

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۴۹ - یاقوت لبتا مَهِ روی تو از پرده عیان می‌گردد
  2. شمارهٔ ۵۰ - لعل گهربارآن یار دل آرا که بلای دل ما شد
  3. شمارهٔ ۵۱ - زلف خم اندر خمای خوش آن کس که چو تو طرفه نگاری دارد
  4. شمارهٔ ۵۲ - یار دلنوازدوباره بر تنم آن جان رفته باز آید
  5. شمارهٔ ۵۳ - راحت جانتا قد سرو تو در باغ دلم، موزون شد
  6. شمارهٔ ۵۴ - یک اشارهعشق بازی مرا، هوس باشد
  7. شمارهٔ ۵۵ - شور عشقز چین زلف پر چینت دلم بیرون نخواهد شد
  8. شمارهٔ ۵۶ - گوهر اشکبه فلک، بانگ ناله ام بر شد
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.