پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۵۱ - زلف خم اندر خم

ای خوش آن کس که چو تو طرفه نگاری دارد

با سر زلف درازت، سر و کاری دارد

حاجت شمع و چراغش، نبود در شب تار

هر که در خانه چو تو ماه عذاری دارد

ترک چشم تو گرفت است به کف، تیر و کمان

ظنم این است که آهنگ شکاری دارد

چه کمند است سر زلف خم اندر خم تو

که دو صد قافله دل، بسته به تاری دارد

گر غبار خطت از چهره دمیده است چه غم

به چو بالیده شود گرد و غباری دارد

گرد خورشید رخت گر شده از خط تاریک

غم مخور روز هم از پی، شب تاری دارد

گر زمقراض سر زلف تو کم شد غم نیست

هر خزانی که به سر رفت، بهاری دارد

از سواران مخالف نکند بیم و هراس

شه که در لشکر خود، چون تو سواری دارد

«ترکیا» نی تو یه تنها زغمش سوخته ای

که عاشق سوخته دل، چون تو هزاری دارد

من و شیراز و سر کوی بت شیرازی

هر کسی چشم به یاری و دیاری دارد

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۵۳ - راحت جانتا قد سرو تو در باغ دلم، موزون شد
  2. شمارهٔ ۵۴ - یک اشارهعشق بازی مرا، هوس باشد
  3. شمارهٔ ۵۵ - شور عشقز چین زلف پر چینت دلم بیرون نخواهد شد
  4. شمارهٔ ۵۶ - گوهر اشکبه فلک، بانگ ناله ام بر شد
  5. شمارهٔ ۵۷ - نشان عاشقیهوای عشق خوبانم برون از سر نخواهد شد
  6. شمارهٔ ۵۸ - نسیم بهشترخت چو ماه دو پنج و چهار را ماند
  7. شمارهٔ ۵۹ - باد صباخوش والدی که چون تویی او را ولد بود
  8. شمارهٔ ۶۰ - گوهر شهوارتا چند دلم خسته و بیمار بماند
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.