پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۴۹ - یاقوت لب

تا مَهِ روی تو از پرده عیان می‌گردد

ماه از شرم تو در ابر، نهان می‌گردد

به مشام از نفس باد رسد بوی عبیر

به سر زلف تو چون باد، وزان می‌گردد

هست یاقوت لبت قوت روان و، دل من

روز و شب در پیِ آن قوت روان می‌گردد

زنگیِ زلف تو بگشوده هنر سوی کمند

دل من کرده اسیر و، پی جان می‌گردد

ترک چشم تو اگر راهزنی کارش نیست

پس سبب چیست؟ که با تیر و کمان می‌گردد

خال در گوشهٔ ابروت، شده گوشه‌نشین

حالیا در پی جایی به از آن می‌گردد

سختم آید عجب از لعل لب چون شکرت

که چنین شهد نصیب مگسان می‌گردد

من به فکر تو و، تو مانده به فکر دگران

چرخ پیوسته به کام دگران می‌گردد

از خیال رخ چون شمع تو هرشب تا صبح

اشک گرمم به رخ زرد، روان می‌گردد

پیر شد «ترکی» از آن روز که رفتی ز برش

گر بیایی به برش، باز جوان می‌گردد

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۵۱ - زلف خم اندر خمای خوش آن کس که چو تو طرفه نگاری دارد
  2. شمارهٔ ۵۲ - یار دلنوازدوباره بر تنم آن جان رفته باز آید
  3. شمارهٔ ۵۳ - راحت جانتا قد سرو تو در باغ دلم، موزون شد
  4. شمارهٔ ۵۴ - یک اشارهعشق بازی مرا، هوس باشد
  5. شمارهٔ ۵۵ - شور عشقز چین زلف پر چینت دلم بیرون نخواهد شد
  6. شمارهٔ ۵۶ - گوهر اشکبه فلک، بانگ ناله ام بر شد
  7. شمارهٔ ۵۷ - نشان عاشقیهوای عشق خوبانم برون از سر نخواهد شد
  8. شمارهٔ ۵۸ - نسیم بهشترخت چو ماه دو پنج و چهار را ماند
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.