پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۳۵ - دل می طپد

ای چشمهٔ حیوان خجل از لعل لبانت

وی آب بقا منفعل از آب دهانت

ابروی کجت هست، کمان و مژه ات تیر

دل می طپد اندر بر آن تیر و کمانت

از سرو ندیده است کس این قامت و رفتار

خود منفعلم، خوانم اگر سرو روانت

از بس سخنان تو بود دلکش و جان بخش

ارباب سخن در عجب اند از سخنانت

از حسرت آن موی میانی که تو داری

جسمم شده باریکتر از موی میانت

خیزم ز لحد رقص کنان، از پس مرگم

یک روز اگر نام من آید به زبانت

اینم عجب آید که چه جنسی تو که عشاق

جویند ز هر سو، چو هلال رمضانت

گر باده خوری پا منه از خانه تو بیرون

ترسم که بگیرند به مستی عس سانت

شیرینی شعر تو گرو، می برد از قند

«ترکی» نی قند است مگر کلک و بنانت

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۳۷ - گل بیخارچون گل رویت گل گلزار گویی هست، نیست
  2. شمارهٔ ۳۸ - مشک ختنای که دلم سوی توست! کعبهٔ من کوی توست
  3. شمارهٔ ۳۹ - زلف گره گیرباز دیوانه شدم من، غل و زنجیر کجاست؟
  4. شمارهٔ ۴۰ - گلشن وصلاز من ای دوست! تو را مهر بریدن عجب است
  5. شمارهٔ ۴۱ - شرط دوستیروز نخست، دل به تو دادم عبث عبث
  6. شمارهٔ ۴۲ - طلعت آفتابای قدت راست تر، ز شاخهٔ ساج!
  7. شمارهٔ ۴۳ - صفای صبحجان زنده می شود ز دم جان فزای صبح
  8. شمارهٔ ۴۴ - شب تا به صبحدر فراقت ای بت سیمین برم، شب تا به صبح
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.