پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۳۳ - هزار انگشت

اگر زنی به دل زخمم ای نگار، انگشت

تو را، زخون دلم می شود نگار، انگشت

من از کمان نگاه تو خورده ام تیری

که جا نموده مرا بر جگر چهار، انگشت

بجز تو چشم، من از روزگار پوشیدم

مرا به چشم فرو برده روزگار، انگشت

زدم به ابرویت انگشت و سخت ترسیدم

که کس چگونه رساند به ذوالفقار، انگشت

ز سوز آتش، انگشت من چو آب شود

اگر اشاره کنم سوی کوهسار، انگشت

ز گرمی تب عشق، این تن بلاکش من

چنان بود که گذارد کسی به نار، انگشت

تنم ز بس شده لاغر ز عشق، جانب من

شود دراز، ز هر گوشه و کنار، انگشت

ز بوی دست تو خیزم ز زیر سنگ مزار

مرا اگر بگذاری تو بر مزار، انگشت

بهای بوسه اگر جان طلب کنی بنهم

پی قبول، بر این چشم اشکبار، انگشت

مرا چو در نظر، آن لعل آبدار آید

گزم ز حسرت آن لعل آبدار، انگشت

چو نقش مهر بماند نشان انگشتم

اگر گذارمت آهسته بر عذار، انگشت

حساب روز فراقت کجا؟ توان شمرم

به دست من بود ار فی المثل هزار انگشت

رقم چگونه کنی شرح حال خود «ترکی»

تو را که نیست زمانی به اختیار، انگشت

شمار معنی انگشت کی تمام شود؟

اگر شماره کنی تا صف شمار، انگشت.

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۳۵ - دل می طپدای چشمهٔ حیوان خجل از لعل لبانت
  2. شمارهٔ ۳۶ - ناوک غمزهحوری صنمی، به کیش زرتشت
  3. شمارهٔ ۳۷ - گل بیخارچون گل رویت گل گلزار گویی هست، نیست
  4. شمارهٔ ۳۸ - مشک ختنای که دلم سوی توست! کعبهٔ من کوی توست
  5. شمارهٔ ۳۹ - زلف گره گیرباز دیوانه شدم من، غل و زنجیر کجاست؟
  6. شمارهٔ ۴۰ - گلشن وصلاز من ای دوست! تو را مهر بریدن عجب است
  7. شمارهٔ ۴۱ - شرط دوستیروز نخست، دل به تو دادم عبث عبث
  8. شمارهٔ ۴۲ - طلعت آفتابای قدت راست تر، ز شاخهٔ ساج!
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.