پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۳۰ - آه آتشبار

قدت چو سرو و، رخسارت چو ماه است

که بر هر دو، مرا هر دم نگاه است

نباشد سرو را اینگونه رفتار

نه اینسان ماه را بر سر کلاه است

تو با مه مشتبه هرگز نگردی

معاذاله چه جای اشتباه است

ز ترک چشم تو ترسیده چشمم

مگر جلاد ترک پادشاه است

به گردش بسته صف، مژگان سیه وار

مگر چشم تو سردار سپاه است

دلم چاه زنخدان تو را دید

یقینش شد که اندر راه چاه است

شبی زلف تو را در خواب دیدم

از آن شب تاکنون، روزم سیاه است

دل آزارا! دل مردم میآزار

که دل آزردن مردم گناه است

مرا غیر از تو منظوری نباشد

بر این دعوی، خدای من گواه است

ز هجرت مونس روز و شب من

فغان شام و، آه صبحگاه است

بترس از آه آتشبار «ترکی»

که او را آتشی، در برق آه است

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۳۲ - صد هزار دستجانا! مکش به زلف چو مشک تتار، دست
  2. شمارهٔ ۳۳ - هزار انگشتاگر زنی به دل زخمم ای نگار، انگشت
  3. شمارهٔ ۳۴ - آه سحرگاهآنکه هر شب به فلک، شعله کشد آه من است
  4. شمارهٔ ۳۵ - دل می طپدای چشمهٔ حیوان خجل از لعل لبانت
  5. شمارهٔ ۳۶ - ناوک غمزهحوری صنمی، به کیش زرتشت
  6. شمارهٔ ۳۷ - گل بیخارچون گل رویت گل گلزار گویی هست، نیست
  7. شمارهٔ ۳۸ - مشک ختنای که دلم سوی توست! کعبهٔ من کوی توست
  8. شمارهٔ ۳۹ - زلف گره گیرباز دیوانه شدم من، غل و زنجیر کجاست؟
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.