پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۲۸ - خورشید منیر

مستی اگر از شرب نبید است و شراب است

پس چشم تو ناخورده شراب، از چه خراب است

این رنگ حنا نیست که داری به کف دست

از خون دل ماست که دست تو خضاب است

شب ها ز غم نرگس بیمار تو تا صبح

بیمارم و، بیدارم و، چشم تو به خواب است

خورشید منیر است که پنهان شده در ابر

یا بر رخ زیبای تو از زلف نقاب است

بر کشتن من، خنجر مژگان تو کافی است

خنجر مکش و تیغ مزن! این چه شتاب است

دل جویی من گر بنمایی گنهی نیست

دلجویی دل سوخته گان، عین ثواب است

اینجا که تویی حاضر و، چنگی و ربابی ست

هوشم به تو و،گوش بر آواز رباب است

این بوی دل سوخته در سینه ی«ترکی» ست

جانا! تو مپندار که این بوی کباب است

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۳۰ - آه آتشبارقدت چو سرو و، رخسارت چو ماه است
  2. شمارهٔ ۳۱ - سرو صنوبرباز این تویی بتا! که خطت مشک و عنبر است
  3. شمارهٔ ۳۲ - صد هزار دستجانا! مکش به زلف چو مشک تتار، دست
  4. شمارهٔ ۳۳ - هزار انگشتاگر زنی به دل زخمم ای نگار، انگشت
  5. شمارهٔ ۳۴ - آه سحرگاهآنکه هر شب به فلک، شعله کشد آه من است
  6. شمارهٔ ۳۵ - دل می طپدای چشمهٔ حیوان خجل از لعل لبانت
  7. شمارهٔ ۳۶ - ناوک غمزهحوری صنمی، به کیش زرتشت
  8. شمارهٔ ۳۷ - گل بیخارچون گل رویت گل گلزار گویی هست، نیست
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.