پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۲۷ - حلقهٔ چشم

قسم جانا! به جان دوستانت

که دارم دوست تر از جسم و جانت

شب و روز از خیال بوی زلفت

شدم لاغرتر از موی میانت

چکد خون دل از چشمم چو یاقوت

ز هجر لعل چون قوت روانت

مرا هر دم رسد از سینه تیری

از آن ابرو ی خم تر از کمانت

تو شیرین خنده گر خندی به گلزار

نخندد غنچه از شرم دهانت

سمند خویش را آهسته تر ران

مشو یکباره دور از همرهانت

دگر در باغ ننشاند صنوبر

اگر قامت به بیند باغبانت

رکابت را کنم از حلقهٔ چشم

به دستم گر رسد روزی عنانت

رقیبان من از حسرت بمیرند

اگر نام من آید بر زبانت

ولی من خود از آن شوقی که دارم

همی خواهم که تا بوسم دهانت

شکر می ریزد از کلک تو «ترکی»

نی قند است گویی در بنانت

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۲۹ - حلقهٔ رکابرویت ای صنم! ماه نخشب است
  2. شمارهٔ ۳۰ - آه آتشبارقدت چو سرو و، رخسارت چو ماه است
  3. شمارهٔ ۳۱ - سرو صنوبرباز این تویی بتا! که خطت مشک و عنبر است
  4. شمارهٔ ۳۲ - صد هزار دستجانا! مکش به زلف چو مشک تتار، دست
  5. شمارهٔ ۳۳ - هزار انگشتاگر زنی به دل زخمم ای نگار، انگشت
  6. شمارهٔ ۳۴ - آه سحرگاهآنکه هر شب به فلک، شعله کشد آه من است
  7. شمارهٔ ۳۵ - دل می طپدای چشمهٔ حیوان خجل از لعل لبانت
  8. شمارهٔ ۳۶ - ناوک غمزهحوری صنمی، به کیش زرتشت
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.