پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۲۲ - لعل درفشان

جانا! شکن میفکن بر طاق ابروانت

چین و شکن بود خوش بر جعد گیسوانت

خون می چکاند از دل، مژگان چون خدنگت

دل می رباید از کف، ابروی چون کمانت

روزی عنایتی کن، بگشای غنچه لب

تا بشنوم کلامی از لعل درفشانت

خواهم که آیم از شوق، شب ها به پای بوسی

اما چه چاره سازم با ظلم پاسبانت

گر تو زنی به تیرم، دل از تو برنگیرم

حاشا که من شوم دور، از خاک آستانت

گردیده ام به روزی گر من تو را نبینم

خوشتر بود که بینم همراه دیگرانت

در گردنم بیفکن، از زلف خویش طوقی

در کوی خویش جاده در جرگه سگانت

یک بوسه گر فروشی جانا! به قیمت جان

هستم به جان خریدار، گلبوسه از لبانت

«ترکی» ز بس که شعرت، باشد لطیف و شیرین

گویا که قند مصری، می ریزد از دهانت

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۲۴ - زخم عشقهمچو من، سوخته جانی به همه عالم نیست
  2. شمارهٔ ۲۵ - دیدهٔ دریاییساقی چه می ایی بود که در ساغر من ریخت
  3. شمارهٔ ۲۶ - درای کاروانلب لعلت، مرا آرام جان است
  4. شمارهٔ ۲۷ - حلقهٔ چشمقسم جانا! به جان دوستانت
  5. شمارهٔ ۲۸ - خورشید منیرمستی اگر از شرب نبید است و شراب است
  6. شمارهٔ ۲۹ - حلقهٔ رکابرویت ای صنم! ماه نخشب است
  7. شمارهٔ ۳۰ - آه آتشبارقدت چو سرو و، رخسارت چو ماه است
  8. شمارهٔ ۳۱ - سرو صنوبرباز این تویی بتا! که خطت مشک و عنبر است
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.