پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۲۵ - دیدهٔ دریایی

ساقی چه می ایی بود که در ساغر من ریخت

کآتش ز یکی جام، ز پا تا سر من ریخت

این می چه می ایی بود که از خوردن این می

چون قطرهٔ باران، عرق از پیکر من ریخت

بی شک می عشق است و همین است و جز این نیست

این می که به پیمانهٔ من دلبر من ریخت

خون من درویش تهی دست حلالش

گر خون من آن دلبر سیمین بر من ریخت

تیری ز کمان خانهٔ ابروش رها کرد

خونی که نبود از بدن لاغر من ریخت

درج گهرش دیدم و یاقوت لبش را

از دیدهٔ دریایی من، گوهر من ریخت

من مرغ خوش الحانم و، از سنگ حوادث

افسوس و صد افسوس که بال و پر من ریخت

«ترکی» به کفم دفتر اشعار فروشست

سیلاب سرشکی که ز چشم تر من ریخت

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۲۷ - حلقهٔ چشمقسم جانا! به جان دوستانت
  2. شمارهٔ ۲۸ - خورشید منیرمستی اگر از شرب نبید است و شراب است
  3. شمارهٔ ۲۹ - حلقهٔ رکابرویت ای صنم! ماه نخشب است
  4. شمارهٔ ۳۰ - آه آتشبارقدت چو سرو و، رخسارت چو ماه است
  5. شمارهٔ ۳۱ - سرو صنوبرباز این تویی بتا! که خطت مشک و عنبر است
  6. شمارهٔ ۳۲ - صد هزار دستجانا! مکش به زلف چو مشک تتار، دست
  7. شمارهٔ ۳۳ - هزار انگشتاگر زنی به دل زخمم ای نگار، انگشت
  8. شمارهٔ ۳۴ - آه سحرگاهآنکه هر شب به فلک، شعله کشد آه من است
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.