پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۹

اگر اینست تندی توسن جولان شتابش را

غبار خاک شو تا وارسی بوس رکابش را!

ز تار رشته اندیشه دوزم جامه نازش

حدیث نکهت گل می‌درد طرف نقابش را

اگر خوانی خطی از مصحف رخساره لیلی

نثار روضه مجنون نما نقد ثوابش را!

دل حیرت‌پرستم را نباشد جز تپش سودی

مگر آرام بخشد جلوه او اضطرابش را؟!

به لب زان خط موزونش نهادم مهر خاموشی

قلم از موی چینی می‌توان کردن کتابش را!

به مضراب غمش کس را نباشد ناخن دخلی

مگر از ناله بلبل کند تار ربابش را؟!

به تحریر سواد نسخه آشفته زلفش

ز موج می رقم باید شکست پیچ و تابش را!

اگر داری خیال خاک پای توسنش بودن

نما ورد زبان یا لیتنی کنت ترابش را

خوش آمد در مذاقم طغرل این یک مصرع بیدل

برین سرچشمه رحمی کن که موجی نیست آبش را!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱نباشد التفاتی با من اکنون تیغ قاتل را
  2. شمارهٔ ۱۲گر به عرض آرد تمنا حسرت ناکام را
  3. شمارهٔ ۱۳گر قضا با من نویسد محنت ایام را
  4. شمارهٔ ۱۴هرکه را باشد نظر ترک قباپوش مرا
  5. شمارهٔ ۱۵بس که شهد مدعا حال نشد کام مرا
  6. شمارهٔ ۱۶تا عروج باده زد دستی گریبان مرا
  7. شمارهٔ ۱۷تا قضا کرده‌ست در قصر بلا بانی مرا
  8. شمارهٔ ۱۸اینست اگر ساز بم و زیر جهان را
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.