پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

نباشد التفاتی با من اکنون تیغ قاتل را

که سازد ناخدا در موج خونم مطلب دل را!

به یاد حسرت لعلش من از خود می‌روم هردم

که می‌بندد به دوش ناله من بار محمل را

نیم گر محرم وصلش به هجرش شکر می‌سازم

به جای شهد نوشم در غمش زهر هلاهل را

سر تسلیم را چون شمع وقف خنجر او کن

ز برق آتش تیغش چراغ افروز بسمل را!

به یک آیینه عرض مطلب خود می‌توان کردن

که جز حیرت نمی‌باشد دو مرآت مقابل را

برای احتیاج از خجلت عرض نیاز خود

عرق از جبهه طوفان می‌کند هر لحظه سائل را

نباشد زاهدان را جز غرور جاه اندر دل

ز مشق حق‌پرستی کس نفهمد قبح باطل را

اگر خواهی که ره یابی تو در سرمنزل زلفش

مقابل ساز در پیشانه خود کوکب دل را!

پسند خاطرش اشعار طغرل شد عجب نبود

پسندد مصطفی مداحی سحبان وائل را!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳گر قضا با من نویسد محنت ایام را
  2. شمارهٔ ۱۴هرکه را باشد نظر ترک قباپوش مرا
  3. شمارهٔ ۱۵بس که شهد مدعا حال نشد کام مرا
  4. شمارهٔ ۱۶تا عروج باده زد دستی گریبان مرا
  5. شمارهٔ ۱۷تا قضا کرده‌ست در قصر بلا بانی مرا
  6. شمارهٔ ۱۸اینست اگر ساز بم و زیر جهان را
  7. شمارهٔ ۱۹اگر هوشم کند چون شانه در زلفش شبیخون را
  8. شمارهٔ ۲۰آفرین شست خدنگ چشم زهگیر تو را
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.