پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۸

دارم هوای عشق تو عمریست بر سرا

بهر خدا ز راه وفا هیچ نگذرا!

در ملک عشق مسند شاهی گزیده‌ام

تا کرده‌ام ز نقش کف پات افسرا!

هر مدعی به دعوی عشقت نه صادق است

دارم ز رنگ زرد بهر تو محضرا!

مرغ دلم به سوی تو پرواز می‌کند

باشد رسا به شوق وصال تو شهپرا!

آهم نمی‌کند به دل سخت او اثر

او راست دل مگر از سنگ مرمرا؟!

دی با قد بلند گذر کرد سوی باغ

افتاد سرو و طوبی و شمشاد و عرعرا!

طغرل به کسب نکهت گیسوی او مگر

شوری است بین باد صبا بین صرصرا؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰اگر اینست اکنون قدر رفعت آشنایش را
  2. شمارهٔ ۱۱نباشد التفاتی با من اکنون تیغ قاتل را
  3. شمارهٔ ۱۲گر به عرض آرد تمنا حسرت ناکام را
  4. شمارهٔ ۱۳گر قضا با من نویسد محنت ایام را
  5. شمارهٔ ۱۴هرکه را باشد نظر ترک قباپوش مرا
  6. شمارهٔ ۱۵بس که شهد مدعا حال نشد کام مرا
  7. شمارهٔ ۱۶تا عروج باده زد دستی گریبان مرا
  8. شمارهٔ ۱۷تا قضا کرده‌ست در قصر بلا بانی مرا
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.