پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۷

شوخ من هرگه کشاید طره چون قیر را

می‌کند شیرازه دامان گل زنجیر را!

کرده استاد ازل شرح گلستان رخش

از غبار خط ریحان شیوه تحریر را!

من شهید تیغ ابرویم برای قتل من

از شکست ماه نو کن قبضه شمشیر را!

مانی از صورتگری بگذر که نتوان یافتن

در تتبع‌خانه چین نقش این تصویر را!

از قضا من با جفا و جبر ظلمش راضی‌ام

بس که تغییری نباشد خامه تقدیر را!

بر دلم از زخم پیکانش اثر پیدا نشد

از پر عنقا بود بال رسا این تیر را!

هیچ دیدستی که اندر مزرع‌آباد جهان

مرغ معنی رام گردد دانه انجیر را

می‌زند چشمش کمان فتنه گر آرد به زه

با پر یک ناوک بیداد صد نخچیر را!

بیش ازین الفت‌پرست و هم حیرانی مباش

تا به کی در خواب مخمل قرعه تعبیر را؟!

بگذر از سودای اوهام خیال سیم و زر

تا کجا خواهی کشیدن منت اکسیر را؟!

در بلای هجر او طغرل تحمل پیشه کن

رحم نبود هیچ خوی آن جفا تخمیر را!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹اگر اینست تندی توسن جولان شتابش را
  2. شمارهٔ ۱۰اگر اینست اکنون قدر رفعت آشنایش را
  3. شمارهٔ ۱۱نباشد التفاتی با من اکنون تیغ قاتل را
  4. شمارهٔ ۱۲گر به عرض آرد تمنا حسرت ناکام را
  5. شمارهٔ ۱۳گر قضا با من نویسد محنت ایام را
  6. شمارهٔ ۱۴هرکه را باشد نظر ترک قباپوش مرا
  7. شمارهٔ ۱۵بس که شهد مدعا حال نشد کام مرا
  8. شمارهٔ ۱۶تا عروج باده زد دستی گریبان مرا
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.