پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲

ز عارض برقع افکندی کشودی روی زیبا را

ز برق رخ زدی آتش بساط خرمن ما را

سفید از انتظار مقدمت شد چشم امیدم

خوشا روزی که همچون نور بر چشمم نهی پا را!

شدم چون لاله از داغ فراقت بارها اخگر

نهادی بر دلم باری دگر داغ سویدا را!

نگردد مانع جولان عاشق زیر و بم هرگز

که فرقی نیست اندر ساز مجنون کوه و صحرا را

به هر محفل که آن شوخ پری‌رو در سخن آید

برد اعجاز لعلش قدر انفاس مسیحا را

خیال طره‌اش در گردن عاشق بود دامی

رهایی نیست ممکن از کمند زلف او ما را

به روی شاهد گل غازه زد مشاطه قدرت

به عبرت چشم بگشا گر هوس داری تماشا را

نشان هستی ما محض امکان است در عالم

هوس داری ز ما می‌کن سراغ نام عنقا را!

الهی تکیه‌گاهی نیست ما را جز خمار می

عصای ما ضعیفان کن خیال قد مینا را!

نمودم آن قدر تمهید سامان سخن طغرل

به گوش شاهد معنی کنم عقد ثریا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴اگر به گوشه چشمی نظر کنی ما را
  2. شمارهٔ ۵ماه من هرگه کشاید طره لبلاب را
  3. شمارهٔ ۶نزهت کویت برد رونق گلزار را
  4. شمارهٔ ۷شوخ من هرگه کشاید طره چون قیر را
  5. شمارهٔ ۸دارم هوای عشق تو عمریست بر سرا
  6. شمارهٔ ۹اگر اینست تندی توسن جولان شتابش را
  7. شمارهٔ ۱۰اگر اینست اکنون قدر رفعت آشنایش را
  8. شمارهٔ ۱۱نباشد التفاتی با من اکنون تیغ قاتل را
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.