پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۳

حضور خویش خواهی جبر ما را

تو مغروری به حسن ای بیمدارا!

به سیخ ناز مژگانت کشیدی

دل دلدادگان مبتلا را!

سراسر قتل اهل عشق کردی

نما لطفی به محزونان خدا را!

بنالم گر ز هجرت نرم گردد

دل سخت هزاران سنگ خارا

چرا با ما نسازی یک تکلم؟!

به معراجش رسانیدی جفا را!

اگر چندی نیایی جانب من

ولی از دور می‌سازم دعا را

نسیمی گر صبا آرد ز کویت

بدو ارسال دارم مدعا را

ز هجرت طغرل زار بلاکش

بمیرد چیست فرمان تو یارا؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵ماه من هرگه کشاید طره لبلاب را
  2. شمارهٔ ۶نزهت کویت برد رونق گلزار را
  3. شمارهٔ ۷شوخ من هرگه کشاید طره چون قیر را
  4. شمارهٔ ۸دارم هوای عشق تو عمریست بر سرا
  5. شمارهٔ ۹اگر اینست تندی توسن جولان شتابش را
  6. شمارهٔ ۱۰اگر اینست اکنون قدر رفعت آشنایش را
  7. شمارهٔ ۱۱نباشد التفاتی با من اکنون تیغ قاتل را
  8. شمارهٔ ۱۲گر به عرض آرد تمنا حسرت ناکام را
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.