پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۴

اگر به گوشه چشمی نظر کنی ما را

به یک نگاه کنی صید خویش دل‌ها را!

هزار عابد و زاهد همی‌شود میْ‌نوش

به محفلی که تو گیری به دست صهبا را!

به طوق بندگی گردن نهد چو قمری سرو

ببیند ار به چمن این قد دل‌آرا را!

کشیده مردم چشمت برای قتلم تیر

کجا رهم که زند ناوک تو عنقا را!

مشام جان و دل از نکهت تو تر گردد

اگر به باد دهی زلف عنبرآسا را!

سنای پیر خرابات بایدم گفتن

که داد با من مخمور پای خُم‌جا را!

بیار ساقی قدح را چه جای اهمال است

به رهن باده دهم خرقه مصلا را!

شهید خنجر مژگان او شدم طغرل

بکش ز تربت من گر گذر کنی پا را!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶نزهت کویت برد رونق گلزار را
  2. شمارهٔ ۷شوخ من هرگه کشاید طره چون قیر را
  3. شمارهٔ ۸دارم هوای عشق تو عمریست بر سرا
  4. شمارهٔ ۹اگر اینست تندی توسن جولان شتابش را
  5. شمارهٔ ۱۰اگر اینست اکنون قدر رفعت آشنایش را
  6. شمارهٔ ۱۱نباشد التفاتی با من اکنون تیغ قاتل را
  7. شمارهٔ ۱۲گر به عرض آرد تمنا حسرت ناکام را
  8. شمارهٔ ۱۳گر قضا با من نویسد محنت ایام را
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.