پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱

غم تو تا نفس باقیست با من هر نفس بادا

به جز روی گلت دیگر به چشمم خار و خس بادا!

خیالم در شب زلفت رود ناگه به عیاری

به شهرستان حسنت نرگس مستت عسس بادا!

چو فرزین مهره عشق تو را هر کس، که کج بازد

اگر شهرخ بود صد فیل او زیر فرس بادا!

به راه عشق بندد ساربان شوق من محمل

قماش ناله دل ناقه او را جرس بادا!

فلک روزی مبادا سازد از بند غم آزادم

کمند حلقه زلف تو آن دم دادرس بادا!

اگر خورشید در پیشت زند لاف از دم خوبی

به گوش مرغ عنقا همچو آواز مگس بادا!

ز باغ نظم طغرل جز گل مدح تو گل چیند

جزای او به صد خواری چو بلبل در قفس بادا!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳حضور خویش خواهی جبر ما را
  2. شمارهٔ ۴اگر به گوشه چشمی نظر کنی ما را
  3. شمارهٔ ۵ماه من هرگه کشاید طره لبلاب را
  4. شمارهٔ ۶نزهت کویت برد رونق گلزار را
  5. شمارهٔ ۷شوخ من هرگه کشاید طره چون قیر را
  6. شمارهٔ ۸دارم هوای عشق تو عمریست بر سرا
  7. شمارهٔ ۹اگر اینست تندی توسن جولان شتابش را
  8. شمارهٔ ۱۰اگر اینست اکنون قدر رفعت آشنایش را
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.