پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵ - ای گشته ز تابش و صفای تو

سهل است سنائیا سنای تو

وین قدر و فضیلت و بهای تو

نزدیک کسی که او خرد دارد

کمتر ز بهیمه (ای) بهای تو

اشعار ترا بجملگی دیدم

آورد عطیه مان عطای تو

بردیم عطیئه ترا بر . . . ن

خوه پور تو و خوهی بقای تو

مرشعر ترا نقصیه ای گفتم

این بود و جزین نبد سزای تو

در . . . ن مهل و بگوی شاهد

آئینه روی یا قفای تو

کاییته قفا چنان بود دلی

کاینجا بچه شاهد و عصای تو

مشک اکنون که موی مییابد

اسیل و ترا بود گیای تو

آگاه شدی ز ماجرای من

آگاه شدم ز ماجرای تو

بالا بنمای ای سنائی هان

تا چند کزی است بوریای تو

هرکس که ترا بدید، لعنت کرد

بر آدم پیر پارسای تو

اینست جواب آن کجا گوید

ای گشته ز تابش و صفای تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷ - گره زده سر زلفین دلگشای که چهخوره شده بمیان پای من بپای که چه
  2. شمارهٔ ۳۸ - دوش در خواب ترا دیدمریش با دوش رسید از بن گوش ای گنده
  3. شمارهٔ ۳۹ - عقل و جانم برد شوخی آفتی بتیاره ایتاز بازم ایر من در . . . ن هر زن باره‌ای
  4. شمارهٔ ۴۰ - ای راه ترا دلیل مردیای مرز ترا دریده مردی
  5. شمارهٔ ۴۱ - پرسند از او که چند هجا گفتیای سید کتب خانه برآشفتی
  6. شمارهٔ ۴۲ - چرا ز روی لطافت بدین غریب نسازیچرا ز راه لطافت بدین قضیب نیازی
  7. شمارهٔ ۴۳گاه آن آمد که شب برخوری شلغم زنی
  8. شمارهٔ ۴۴ - گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنیمیخکی سازی کزین در دیگ شلغم میکنی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.