پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶ - روز از ما بگریخت

شمس برگشت ز چرخ، همچو زرین طبقو

چادر لعل کشید، گرد گردون شفقو

روز از ما بگریخت، شب چو در ما آویخت

لؤلؤ لالا ریخت زیر نیلی طبقو

می‌نمود از خرچنگ زهره را پیش آهنگ

چو به روی شه زنگ بر چکیده عرقو

من به کنجی دربست، خفته بودم سرمست

در گروگان زده دست از برای جلقو

بانک چنگ آمد و نای، جستم از شوق ز جای

بنگریدم ز سرای همچو یاری رفقو

گفتم ای جمع که آید، بر در و رسم چه آید

بس نکوتر چه زایید در جهان خلقو

گفت کاین قوم ظریف همه هستند حریف

باده بی این‌ها زیف کرده اندر حلقو

مه محمد ز عراق، مایه حسن وفاق

گنده برده به وثاق، برنهد بقر بقو

گر کسی از شعرا، گوید این را قوفا

گو بدین کن هجا تاش گیرد حلقو

قصه وزین سخن، گو بدین قاعده کن

فاعلاتن فعلن باق بق باق بقو

ترک من خورده نبید، دی برم مست رسید

وز سر خشم کشید آن مه بر من بخقو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸ - دوش در خواب ترا دیدمریش با دوش رسید از بن گوش ای گنده
  2. شمارهٔ ۳۹ - عقل و جانم برد شوخی آفتی بتیاره ایتاز بازم ایر من در . . . ن هر زن باره‌ای
  3. شمارهٔ ۴۰ - ای راه ترا دلیل مردیای مرز ترا دریده مردی
  4. شمارهٔ ۴۱ - پرسند از او که چند هجا گفتیای سید کتب خانه برآشفتی
  5. شمارهٔ ۴۲ - چرا ز روی لطافت بدین غریب نسازیچرا ز راه لطافت بدین قضیب نیازی
  6. شمارهٔ ۴۳گاه آن آمد که شب برخوری شلغم زنی
  7. شمارهٔ ۴۴ - گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنیمیخکی سازی کزین در دیگ شلغم میکنی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.