پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸ - دوش در خواب ترا دیدم

ریش با دوش رسید از بن گوش ای گنده

از بن گوش کشان ناوه بدوش ای گنده

ریش تو آمد و برد از تو جمالی که بدان

تیز کردند خریداران روش ای گنده

بدو سه پشم چنان کار تو گشته است ترش

که بجای تو بود دیو سروش ای گنده

من خریدم بسلم جای دگر جور ترا

تو برو جای دگر نسیه فروش ای گنده

دوش در خواب ترا دیدم ماننده دیو

رفتم از دیدن تو دوش ز هوش ای گنده

لب چون خوشه خوشیده او بین و برو

عشق جوشان مار بین و بجوش ای گنده

یله کن چند گهی تا بزیم با او خوش

که ترا دیدم و برداشت دروش ای گنده

چو نئی خندان ریشی چندان خوش ولوشم کردی

نیک ریش تو برآمد خوش ریش ای گنده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰ - ای راه ترا دلیل مردیای مرز ترا دریده مردی
  2. شمارهٔ ۴۱ - پرسند از او که چند هجا گفتیای سید کتب خانه برآشفتی
  3. شمارهٔ ۴۲ - چرا ز روی لطافت بدین غریب نسازیچرا ز راه لطافت بدین قضیب نیازی
  4. شمارهٔ ۴۳گاه آن آمد که شب برخوری شلغم زنی
  5. شمارهٔ ۴۴ - گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنیمیخکی سازی کزین در دیگ شلغم میکنی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.