پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷ - گره زده سر زلفین دلگشای که چه

خوره شده بمیان پای من بپای که چه

فکنده زیر یکی گنده راوگای که چه

میان پای یکی . . . ل دوغ ریز که چون

به پیر دانشی و طفل گوه خوای که چه

چو گردن شتری کرده خویشتن بر خیر

دوایه بسته بخود همچنان درای که چه

تو هر زمانی گداتری و من کرده

توانگری همه در کار نو گدای که چه

یکی نگوئی هر تاز را که ای گنده

کنی بما ستم و جور غم فزای که چه

جواب آن غزلست این که گفت مختاری

گره زده سر زلفین دلگشای که چه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹ - عقل و جانم برد شوخی آفتی بتیاره ایتاز بازم ایر من در . . . ن هر زن باره‌ای
  2. شمارهٔ ۴۰ - ای راه ترا دلیل مردیای مرز ترا دریده مردی
  3. شمارهٔ ۴۱ - پرسند از او که چند هجا گفتیای سید کتب خانه برآشفتی
  4. شمارهٔ ۴۲ - چرا ز روی لطافت بدین غریب نسازیچرا ز راه لطافت بدین قضیب نیازی
  5. شمارهٔ ۴۳گاه آن آمد که شب برخوری شلغم زنی
  6. شمارهٔ ۴۴ - گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنیمیخکی سازی کزین در دیگ شلغم میکنی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.