پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲ - چرا ز روی لطافت بدین غریب نسازی

چرا ز راه لطافت بدین قضیب نیازی

کزین قضیب عزیزی وزین قضیب بنازی

قضیب سخت عزیز است و با منست که او را

به صد زبان بنوازم، زهی غریب نوازی

به دست گیرم و آنگه بدو چه گویم، گویم

رگ آوری و سطبری و پای لغز و درازی

تویی که لَندی و سیکی به هندویی و به ترکی

تویی که ایری و ایری به پارسی و به تازی

چو گردان سگ تازی مطوقی و ز طوقت

رمیده تاز مطوق چو آهو از سگ تازی

چو سر بر آری با موی رومه گوئی رازی

چنانکه از تو بیابم نشان شاهد رازی

سه ایر باشم گر زانوان به ایر برآئی

سه پای گردم گر . . . اگان به زانو بازی

همه نقیصه شعر تو ای سنائی خران

به وصف حمدان گفتم ز روی طیبت و بازی

جواب این غزلست آن کجا سنائی گوید

چرا ز روی لطافت بدین غریب نسازی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴ - گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنیمیخکی سازی کزین در دیگ شلغم میکنی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.