پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴ - گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنی

میخکی سازی کزین در دیگ شلغم میکنی

شلغم پخته بسیخی پنج و شش بر هم زنی

کور و سیر و لفت و شلغم برب و کاک و برگ کرم

گرم گرمک میخوری، تا چند گوئی غم زنی

برحذر باشی ز سوزانی و اف و پف کنی

تا دهان مرده ریگت را نسوزی خم زنی

چو خبر داری ز سوزانی و از دردی که هست

به علف باشی و گرنه لقمه در مرکم زنی

چون قراقر در شکنبه مرده ریگت اوفتاد

گر من از تو هم نخواهم زد، تو از من حم زنی

. . . ن سوی سرخس کنی وز باد شلغم مرد وار

تیزها در سبلت مجدودبن آدم زنی

این جواب آن، کجا گوید سنائی غزنوی

گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنی

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.