پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱ - پرسند از او که چند هجا گفتی

ای سید کتب خانه برآشفتی

تا ابلهی و بیخودی و خفتی

گفتم هجای (تو) چو گل غنچه

آنرا بیاد سبلت و بشکفتی

گشت آن شکوفه دست بدست از تو

کز خلق رنگ و بویشین ننهفتی

شطرنجی از هجای من آگه شد

تا خاک ره بکوی برون رفتی

آرام کی پذیرد تا محشر

آن کتب خانه را که برآشفتی

سهل است کتب خانه برآشفتن

کتبی بخانه بردی و خوش خفتی

بپذیر زخم مور هجای من

چون زخم مار را تو پذیرفتی

من باوی ار بهجو فتم، خیزم

تو پایدار باش که تا نفتی

گرچه نوردد او بهجای من

من در هجای او نکنم زفتی

باشد که علم هجو بکه افتد

او ما بقول کردن و من مفتی

یک هجو را هزار عوض گویم

پرسند از او که چند هجا گفتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳گاه آن آمد که شب برخوری شلغم زنی
  2. شمارهٔ ۴۴ - گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنیمیخکی سازی کزین در دیگ شلغم میکنی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.