پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹ - عقل و جانم برد شوخی آفتی بتیاره ای

تاز بازم ایر من در . . . ن هر زن باره‌ای

زین مناره شبه ابری . . . یگان چون باره‌ای

بدرگی، سرخی، درازی، کفته‌ای، آشفته‌ای

کافری، . . . س دشمنی، . . . ن دوستی، . . . ن‌باره‌ای

فاخته طوقی، شتر لفجی، غضنفر گردنی

خر سری، غژغا و مویی، اعوری، عیاره‌ای

زین سرایوئی، یک اندامی، درشتی، یردلی

مغ کلاهی، مغ روی، بر آب رود افشاره‌ای

بد . . . سی، جغریق کاری، پای لغزی، سرزنی

بلغم اندازی، کلی، سرگبن کشی، گه خواره‌ای

پر خدویی، زشتخویی، خیره‌رویی، خربطی

چوب کوبی، آهن و پولاد و سنگ خاره‌ای

معده کوبی، ناف کاوی، دل دری، شش افکنی

گرده گون رود آکنی، تن سوزه‌ای، . . . ن خاره‌ای

دوغ ریزی، رب روی، لوطی نژادی، . . . ن دری

عاشق . . . نی که دارد درگه و در ساره‌ای

تیز خشمی، زود خشنودی، قناعت‌پیشه‌ای

داروی هر دردمندی، چارهٔ بیچاره‌ای

بینی اندر گبر کان تا ز تن چون بنگری

کوه تازی، تاز بینی در بن هر تازه‌ای

هرزمان در رومه گه بی‌زمن چون بنگری

هر نخی چون دانگ سنگی هر رگی چون باره‌ای

گاه . . . ن گردنش بینی برابر داشته

پیر پنجه ساله را با کودک گهواره‌ای

از سر نیمور من هرگز کجا بیرون شود

عشق هر سرگین‌فروشی، مهر هر . . . ن‌پاره‌ای

هر کرا زین . . . ر سرخ و سخت من درخور بود

رایگان . . . یان کنم بی‌رشوت و بی‌تاره‌ای

ایری سخت رایگا آواز در عالم زدم

تا بدین آواز باز آیند هر آواره‌ای

خوردن ایر مرا بر خیره گر منکر شدند

دیدنش اجرای . . . لان را کم از نظاره‌ای

چون سنایی شاعری برسازم از نیمور اگر

بر سر نیمور ترساوار بندم شاره‌ای

هم بر آن وزن سنایی گفت سلمانی بچه

عقل و جانم برد شوخی، آفتی، پتیاره‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱ - پرسند از او که چند هجا گفتیای سید کتب خانه برآشفتی
  2. شمارهٔ ۴۲ - چرا ز روی لطافت بدین غریب نسازیچرا ز راه لطافت بدین قضیب نیازی
  3. شمارهٔ ۴۳گاه آن آمد که شب برخوری شلغم زنی
  4. شمارهٔ ۴۴ - گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنیمیخکی سازی کزین در دیگ شلغم میکنی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.