پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴ - تا سر من همی بود بر دوش

. . . ن ترک من، آن بت سیمین

هست سرخ و سپید و گرد و سمین

. . . ایر از آن . . . ن به عافیت هر شب

سیم بستر کند، سمن بالین

تنگ حلقه است . . . ن چو خاتم و ایر

در نشیند به خاتمش چو نگین

نه همه . . . ن چو یکدیگر باشد

نه همه میوه‌ای بود شیرین

فرق چندان بُوَد ز . . . ن تا . . . ن

کز زمین، تا به آسمان برین

طبع کش سرد باشد و ناخوش

رخ کند زرد و دل کند غمگین

نرود همچو من به جز ره . . . ن

هرکه با خویشتن ندارد کین

از سرین نیست در جهان خوش‌تر

سال‌ها من بیازمودم این

تا سر من همی بود بر دوش

در دل من بود امید سرین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶ - روز از ما بگریختشمس برگشت ز چرخ، همچو زرین طبقو
  2. شمارهٔ ۳۷ - گره زده سر زلفین دلگشای که چهخوره شده بمیان پای من بپای که چه
  3. شمارهٔ ۳۸ - دوش در خواب ترا دیدمریش با دوش رسید از بن گوش ای گنده
  4. شمارهٔ ۳۹ - عقل و جانم برد شوخی آفتی بتیاره ایتاز بازم ایر من در . . . ن هر زن باره‌ای
  5. شمارهٔ ۴۰ - ای راه ترا دلیل مردیای مرز ترا دریده مردی
  6. شمارهٔ ۴۱ - پرسند از او که چند هجا گفتیای سید کتب خانه برآشفتی
  7. شمارهٔ ۴۲ - چرا ز روی لطافت بدین غریب نسازیچرا ز راه لطافت بدین قضیب نیازی
  8. شمارهٔ ۴۳گاه آن آمد که شب برخوری شلغم زنی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.