پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

ای رسیده شبی بگازه من

تازه بوده بروی تازه من

نرم گشته بلوس و لابه من

گرم گشته بآفر ازه من

لعل کرده رخ مزعفر خویش

بمی همچو آب غازه من

نیم مستک فتاده و خورده

بی خیو این خدنگ یازه من

از دبر کرده تا بجای درای

در تو این گردن جمازه من

شکمت همچو مشک گردان پر

گشت از دوغ پشت مازه من

چوتو، بسیار تا ز تیز فروش

دیده پرواره حوازه من

کس از آنجمله شادمانه نگشت

بتب گرم و خامبازه من

همگنان عمر من خوهند و تو . . . ل

گور من خواهی و جنازه من

بزیم کوری ترا چندان

که دگر ره رهی بگازه من

حلق زیرینت باز چرب کند

قلبه خشک دو پیازه من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵ - ای گشته ز تابش و صفای توسهل است سنائیا سنای تو
  2. شمارهٔ ۳۶ - روز از ما بگریختشمس برگشت ز چرخ، همچو زرین طبقو
  3. شمارهٔ ۳۷ - گره زده سر زلفین دلگشای که چهخوره شده بمیان پای من بپای که چه
  4. شمارهٔ ۳۸ - دوش در خواب ترا دیدمریش با دوش رسید از بن گوش ای گنده
  5. شمارهٔ ۳۹ - عقل و جانم برد شوخی آفتی بتیاره ایتاز بازم ایر من در . . . ن هر زن باره‌ای
  6. شمارهٔ ۴۰ - ای راه ترا دلیل مردیای مرز ترا دریده مردی
  7. شمارهٔ ۴۱ - پرسند از او که چند هجا گفتیای سید کتب خانه برآشفتی
  8. شمارهٔ ۴۲ - چرا ز روی لطافت بدین غریب نسازیچرا ز راه لطافت بدین قضیب نیازی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.