پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

ای مرا سوخته سودای بتان ته بر ته

غنچه پر خون است از آن شوق دهان ته بر ته

گر زبان باز نکردی ز همش همچو شکر

بسته بودی به همان لعل لبان ته بر ته

در چمن از رخ او پرده برانداخت صبا

هست گل در عرق از خجلت آن ته بر ته

می گلگون به کف آرید که نفعش چون طب

بنوشته است بر اوراق رزان ته بر ته

ای دل اندیشه مکن بر سر کویش ز رقیب

کو پیازست چو بی مغز و میان ته بر ته

چو برآید به سر بام همه خلقان را

شود از حیرت او ورد زبان ته بر ته

سخن صوفی دلسوخته بی حالی نیست

جمله دفتر او را تو بخوان ته بر ته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵هر کس به خواب روزی، لعل لبش مکیده
  2. شمارهٔ ۵۶دل که در دست فراق صنمی پاماله
  3. شمارهٔ ۵۷دل چو دید آن شکرین‌لب‌ها و مشکین‌خال او
  4. شمارهٔ ۵۸هر که آن چشم سیه دید، آن لبان آل او
  5. شمارهٔ ۵۹ای توتیای دیده من خاک راه تو
  6. شمارهٔ ۶۰ای حرم کعبه دل کوی تو
  7. شمارهٔ ۶۱دل از ما برد آن شوخ و روان کرد این زمان پهلو
  8. شمارهٔ ۶۲گر کاتب قدرت به سر من ننوشتی
همه‌ی غزلیات ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.