پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

هر که آن چشم سیه دید، آن لبان آل او

گشت جان چون دل کنون در دست غم پامال او

چون عیان شد طلعت خورشید آن ماه منیر

ذره وارست این دلم رقاص در دنبال او

می شود بریان کبوتر، زآتش دل چون کنم

گر ببندم نامه شوق ترا بر بال او

من چه گویم حال دل با زلف او چون گوی را

در جهان چوگان بود خود مطلع بر حال او

خواهم از باغ وصالش لب به لب شفتالویی

چون خدادادست حسن از وجه باشد مال او

بس که مرغ روح من پر می زند در کوی دوست

شرم می آید مرا دیگر ازین افعال او

پار صوفی را به کوی دوست گاهی بود راه

رفت آن حال و بتر از پار شد امسال او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰ای حرم کعبه دل کوی تو
  2. شمارهٔ ۶۱دل از ما برد آن شوخ و روان کرد این زمان پهلو
  3. شمارهٔ ۶۲گر کاتب قدرت به سر من ننوشتی
همه‌ی غزلیات ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.