پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲

گر کاتب قدرت به سر من ننوشتی

از صومعه دل میل نکردی به کنشتی

خرم دل آن کس که میسر شود او را

یاری و صراحی شراب و لب کشتی

گو بر سر خم می گلنار بمانید

سازید چو ا زخاک من غمزده خشتی

گر ره به سر کوی تو بردی دل زاهد

سودای بهشت و هوس حور بهشتی

ما را نرسیدی شرف عشق به عالم

کردست قضا در گل آدم نسرشتی

بر مهر تو دارم دل و غمهای رقیبان

حیف است که همخانه خوبی شده زشتی

جز نقش خیال تو نبودی به ضمیرش

هر شعر که صوفی ستم دیده نوشتی

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.