پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

هر کس به خواب روزی، لعل لبش مکیده

دیده حلاوت از عمر، با کام دل رسیده

دست مشاطه صنع از بر چشم...

بر گرد عارض او از نیل خط کشیده

دل در کشاکش جان افتاده است حیران

تریاک وصل خواهد آن زهر غم چشیده

آن غمزه های فتان آفات خاص و عام است

این عینه بلائی است چشم کسی ندیده

پیوسته ز ابروی او بر ما فزون شود عیش

زیرا که عاشقان را همچون هلال عیده

از قامتش به بستان سرو سهی دو تا شد

صد آفرین برو باد کاین نخل پروریده

گر با تو آن پریوش چندان نکرد میلی

صوفی مکن شکایت طفلی است نورسیده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷دل چو دید آن شکرین‌لب‌ها و مشکین‌خال او
  2. شمارهٔ ۵۸هر که آن چشم سیه دید، آن لبان آل او
  3. شمارهٔ ۵۹ای توتیای دیده من خاک راه تو
  4. شمارهٔ ۶۰ای حرم کعبه دل کوی تو
  5. شمارهٔ ۶۱دل از ما برد آن شوخ و روان کرد این زمان پهلو
  6. شمارهٔ ۶۲گر کاتب قدرت به سر من ننوشتی
همه‌ی غزلیات ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.