پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶

دل که در دست فراق صنمی پاماله

داغ دارد به جگر زآتش غم چون لاله

نیست کوکب، که شب از سقف سما پران است

آتش آه من است آن که کشد دنباله

حاصل از عمر همین است که نوشی به چمن

می ده‌ساله به آن دلبر هفده‌ساله

آستر بهر قباش از گل صد برگ کنید

که تن نازک او حیف بود بر واله

خال مشکین، دل زهاد جهان را بر بود

زان که بر عارض زیبای تو پس پر خاله

مصحف روی تو خواهم که گشایم فالی

که مبارک به من بی‌سر و پا آن فاله

ناله زار من از عشق ز قانون بگذشت

هرکه در چنگ تو افتاد چو نی می‌ناله

قامت دلکش آن ماه مگر نیشکر است

چشم بد دور چنین زود از آن می‌باله

صوفیا جنت کویش به تو آسان نرسد

مگر از آتش غم پاک شوی چون ژاله

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸هر که آن چشم سیه دید، آن لبان آل او
  2. شمارهٔ ۵۹ای توتیای دیده من خاک راه تو
  3. شمارهٔ ۶۰ای حرم کعبه دل کوی تو
  4. شمارهٔ ۶۱دل از ما برد آن شوخ و روان کرد این زمان پهلو
  5. شمارهٔ ۶۲گر کاتب قدرت به سر من ننوشتی
همه‌ی غزلیات ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.