پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

ده نامه

بخش ۱۷ - آمدن خادمه از بر معشوق

خادمه از خدمت آن دلنواز

گشت سوی عاشق بیچاره باز

خنده زنان با دل بس شادمان

آمد و بنشست به پیش جوان

گفت بیا غم مخور ای مستمند

مرغ دلت یافت گشادی ز بند

من بکنم فکر تو، فرمود یار

صبر کن و ناله مکن زینهار

هست مرا ترس زبان رقیب

ورنه ز من یافته بودی نصیب

صوفی ازین صبر برآید مراد

کس چو تو بی صبر به عالم مباد

ادامه‌ی ده نامه

  1. بخش ۱۹ - رفتن خادمه از پیش عاشقخادمه برخاست به چشم پر آب
  2. بخش ۲۰ - آمدن خادمه از پیش معشوقخادمه آمد چو گل نوبهار
  3. بخش ۲۱ - دیدار نمودن دلدار از دور به عاشق مهجورناله عشاق چو از حد گذشت
  4. بخش ۲۲ - نامه هفتمعاشق بیچاره چو بیدار شد
  5. بخش ۲۳ - رفتن خادمه از بر عاشقخادمه بگشاد زبان پیش یار
  6. بخش ۲۴ - آمدن خادمه از بر معشوقخادمه باز آمد و بر گفت حال
  7. بخش ۲۵ - نامه هشتمباز جوان با دل افگار ماند
  8. بخش ۲۶ - رفتن خادمه از بر عاشق نزدیک معشوقخادمه باز این سخن جان گداز
همه‌ی ده نامه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.